رنگ ها

قبلا یاد جنگل که می افتادم،گرمم می شود و رطوبت رو حس می کردم ،سبز گرم بود.
الان جنگل ، تاریک و سرد و یخ زدست،سبز کدر و سرد شد.
قبلا وقتی به طوسی فکر می کردم یاد شن های کنار دریا می افتادم که پاهارو می سوزنه .
الان طوسی یادآور آسمونه همیشه ابریه که هیچ نوری ازش رد نمی شه.
من الان رنگ زرد و نارنجی و آبی فیروزه ای می خوام!رنگ آسمون آبی و خورشید گرم
مامان همیشه می گه خواسته ات را کامل از خدا بخواه.مامان راست می گه.همونی که خواستی می ده ولی یه جوری می ده که نق بزنی.شاید هم واسه این که بازم بخوای کامل نمی ده.
حکمت ات رو شکر خدا